<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> .درویشی نشسته بر پوست پلنگ</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/</link>
<description>درباره قرمه سبزی و پوست پلنگ و سیاست و........</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 05 Mar 2009 16:19:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://1sama.wordpress.com/&quot;&gt;http://1sama.wordpress.com/&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://1sama.wordpress.com/&quot;&gt;آدرس جدید وبلاگ درویشی نشسته بر پوست پلنگ&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Mar 2009 16:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عدالت و دو دختر با یک دمپایی</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;به جان عزیزترینم -احمد- ، به جان عزیزترینتان ، به جان فریادهای خسته‏ی مردم ، به جان دوازده سال درس خواندنم در حوزه قم ، دیروز در برف یاسوج دو دختر را دیدم که یک دمپایی داشتند و هر کدامشان یک لنگ پوشیده بودند  و لی‏لی راه می رفتند و بعد از مدتی دمپایی‏هایشان را عوض می‏کردند و پای دیگرشان را بالا می‏بردند و می‏خندیدند و نگاه نمی‏کردند به پوستر &quot; گفتمان عدالت در دولت نهم &quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-------------&lt;BR&gt;اگر برای قسم احترام قایل نبودم قسم جلاله می‏خوردم .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Feb 2009 20:06:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ناصبی کیست و کیست‏های دیگر</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=snap_preview&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;.”خب اونا هم برا خودشون استدلال دارن .اونا هم عقل دارن ” . اگرپی این پرسش  جست‌وجوی استدلال خصم باشد و بررسی آن سؤالی به جا  و لازم است زیرا برای گزینش یک تفکر باید تمام احتمالات عقلایی آن بررسی شود . ولی  اگر در پس این پرسش جست‌وجویی نباشد&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: underline&quot;&gt;،&lt;/SPAN&gt; یک سؤال احمقانه است که همواره پرسیده می‌شود . صرف این‌که احتمال بدهیم فکر مخالف هم استدلال دارد و به این دلیل تعقل خود را از قطعیت ساقط کنیم ، از تعقل به دور است .&lt;BR&gt;هر فردی برای تفکرات خود دلیل دارد . این دلایل گاه در عقل عرفی دلایل محکمی است ولی به همان دلیل در عقل فلسفی  اعتنا نمی‌شود . عقل عرفی را برهان و منطق وصغری کبری شکل نمی‌دهد . بل‌که احساسات ،فرهنگ ،جامعه ، خانواده و… در تعقل عوام نقش دارند . افکار اکثر مردم تقلیدی است نه استدلالی  . اگر همان ‌شیعه‌ی دوآتیشه‌ی قمه‌زن در خانواده‌ای وهابی به دنیا می‌آمد ٰ، امروز شیعه را کافر می‌دانست . عقل عرفی با یک شایعه ،یک خطابه و یک احساس  جدید تغییر می‌کند .آن‌چه زاییده عقل عرفی است تفکر نیست . اگر چه گاهی رگه‌هایی از تعقل و تفکر در عقل عرفی پیدا نمی‌شود .  عرف هیچ‌گاه دنبال دلیلی فراتر از آن‌چه شنیده است نیست و در جست‌وجوی دلایل مخالف وبررسی آن نیست . متولیان تفکر عوام - کشیشان ، آخوندها ، مولوی‌ها ورسانه‌ها و..- افکار مخالف را زشت و مضحک نشان می‌دهند و داستان‌های ساختگی را از ضعف افکار رقیب به خورد مردم می‌دهند، مهم‌ترین نتیجه این تلقین بستن راه تفکر است ، زیرا تفکر آن‌گاه معنا دارد که همه‌ی احتمالات بررسی شود . هیچ شیعه‌ی عوامی به خود اجازه نمی‌دهد به عنوان یک احتمال عقاید سنی را بررسی کند . البته بعضی مسایل است که عقل عرفی به آنها نیز راه دارد .مثلا خوبی عدالت و بدی ظلم .این مسایل نیاز به عقل فلسفی و..ندارد .&lt;BR&gt;سؤالی که در ذهن است این است که آیا عوام الناسی که تفکرشان را خود رقم نمی‌زنند و افسار عقلشان را جامعه ، رسانه‌ها ، دولت‌ها ، خانواده‌ها و…. می‌کشند ، آیا مصداق ناصبی ، مرتد ، کافر ، نجس است یا نه . موضوع ارتداد ، کفر - و به تبع آن - ناصبی بودن اندیشه وتفکر است . اندیشه‌ی کفرآمیز فرد را کافر می‌کند و بازگشت از اندیشه‌ی اسلام کسی را مرتد می‌کند و دشمنی با اهل‌بیت که ناشی از اندیشه اشت شخص را ناصبی می‌کند . آیا عوامی که نه اندیشه دارند و نه راه اندیشه بر آنان باز است بل‌که اسیر احساسات و جامعه اند و افکارشان بیش از آن‌که تحقیقی باشد تقلیدی است ، آیا باز هم ناصبی یا کافر و مرتد می‌شوند . می‌توان به عنوان موید -نه دلیل- زمان نزول آیه نجاست مشرکین ومنع از ورود آنان به مسجدالحرام را بررسی کرد .این آیه در زمانی نازل شد که حقانیت پیامبر - به دلیل معجزات متعدد- کاملا واضح و روشن بود و جایی را برای احتمال درستی شرک و کفر باقی نگذارده‌بود . وپیش از آن که فضای توحید و کفر هنوز مشوب بود و حق در غبار بود و واقعیت روشن نبود حکمبه نجاست و کفر آنان نبود و احکام فقهی بر آنان حمل نمی‌شد . ارتداد و کفر وناصبی بودن در فضایی مصداق دارد که حق معلوم باشد . و هر کسی به راحتی بتواند حق را بفهمد .&lt;BR&gt;آیا آن فلسطینی بدبختی که به خاطر جامعه و خانواده یک تفکر غلط را پذیرفته باشد و آخوندهای آن‌جا چنان فضا راغبارآلود کرده‌اند که هیچ‌گاه به ذهن عوامی او خطور نمی‌کند حسین خوب است و یزید بد ، ناصبی است و مستحق جهنم و خونش هدر است . آن عوام جاهل حماسی که گفته یا نگفته “همان گونه كه يزيد بر حسين(ع) پيروز شد ما نيز بر اسرائيل پيروز خواهيم شد!” یزید را مصداق خوبی  می‌دانسته و حسین را دشمن خوبی . اسم‌ها را عوضی گرفته است . ما هم با وی در این‌که طرفدار خوبی هستیم هم‌عقیده‌ایم .اسم‌هایمان فرق می‌کند .  ‌آنان‌که به خاطرعوامل غیر تفکری حسین را دوست دارند با آنان‌که به خاطر همین عوامل با وی دشمن‌اند چه تفاوتی باهم دارند . شیعه‌ی مقلد چه تفاوتی با وهابی مقلد دارد. اگر همین شیعه در آن خانواده بزرگ می‌شد وهابی بود و آن وهابی شیعه . خوبی و بدی عوام را خلوص اعتقاد و اعمال آنان نشان می‌دهد نه عقاید تقلیدی آنان . یک سرخ‌پوست بی‌دین که رفتارش خوب است و خوبی می‌کند از یک شیعه‌ی قمه‌زن دوآتیشه که مردم از زبانش در امان نیستند بهتر است . عقیده‌ی تقلیدی هیچ ارزشی ندارد چون محصول فرد نیست و اعمال و رفتار چون مخلوق هر فرد است نشانه‌ی خوبی یا بدی اوست .&lt;BR&gt;بسیار احمقانه است که بگوییم چون اهل غزه ناصبی‌اند، نباید با آنان هم‌دردی کرد و این غضب خداست که بر سر آنان می‌بارد .  از انسانیت به دور است گروهی را به خاطر اندیشه‌ای که در آن نقش ندارند وعوامل بیرونی تحمیل کننده فکر به آنان بوده‌اند مجازات کنیم وخون‌شان را هدر بدانیم . درست مثل عقیده‌ی یک وهابی احمق که به خاطر تفکرخود و شیعه را می‌کشد .&lt;BR&gt;در این‌که تفکرات یک ناصبی غلط است ، شکی نیست .ولی آیا یک ناصبی عوام مصداق عنوان و احکام فقهی است یا نه ؟ آیا موضوع ناصبی در فقه ناصبی در هر شرایطی است یا کسی است که حق را می‌داند و با علی و فرزندان او دشمنی می‌کند ؟ آیا آن مرد و زن روستایی بدبختی که آخوندها و رسانه‌ها و پدر و مادر به گوشش خوانده‌اند علی و فرزندان او بد هستند ، ناصبی‌اند ؟  همین کلام را می‌توان به ارتداد ، کفر ، نجاست و.. سرایت داد .&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;—–&lt;BR&gt;آدرس جدید وبلاگ &lt;A href=&quot;http://1sama.wordpress.com/&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=impact size=6&gt;http://1sama.wordpress.com/&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Jan 2009 11:45:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راز خوب بودن</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هیچ سری در کار نیست .فقط خودتی .&lt;br /&gt;
به غلط در جامعه ما جا افتاده است که برای این که خوب باشی و به مقامات
معنوی برسی باید اوراد و اذکار عجیب غریب بگویی و اعمال شاقه به جا آوری و
تسبیح ششصد وپنجاه وهشت دانه به دست بگیری و چله بنشینی و….. . نتیجه این
تفکر غلط چیزی جز زدگی از دین و صاحب آن نخواهد بود . سالک متوهم بعد از
زمانی می بیند هیچ اتفاقی رخ نداده و چیزی به دست نیاورده و اطرافیان وی
که از رهبانیت و رفتار وی در تنگنایند ، همه را می گذارند به حساب صاحب
شریعت .&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;چند سال پیش که آیت الله بهجت صبح ها می
آمد حرم . وقتی وارد حرم می شد ، جوانی آمد جلو و از ایشان پرسید ” آقا چه
کنیم تا گناه نکنیم ؟” ایشان برگشت و گفت ” گناه نکن ” .همین . جوان متعجب
وهاج و واج مانده بود .دوبار پرسید .واین بار هم شنید ” گناه نکن ” گفت
“چی ؟” آقای بهجت گفت : ” مگر دست خودت نیست ، نکن “&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;واقعیت خوب بودن و رسیدن به مقامات معنوی
چیزی فراتر از این نیست . همه چیز دست اراده ماست . نیازی به معجزه وذکر
و… برای  خوب بودن نیست . استاد طریق علم ماست . بارها من این جمله را از
آیت الله بهجت شنیده ام : “استاد تو علم توست .به آن چه می دانی عمل کن
خدا نادانسته ها را برایت روشن می کند .”&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;برای خوب بودن خوب باش . برای گناه نکردن گناه نکن . و……&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
پ.ن&lt;br /&gt;
1. راوی این حکایت خودم هستم و خودم شنیدم ودیدم .&lt;br /&gt;
2.صرفا این جانب حکایت نقل کردم و هیچ ادعایی نکردم . این را از باب نفهمی فراگیر در جامعه می گویم .&lt;br /&gt;
3.شاید بعدا طریقه خودمان در وصول را برای سالکان گفتیم .شاید&lt;br /&gt;4 .آدرس جدید وبلاگ &lt;em&gt;&lt;a href=&quot;http://1sama.wordpress.com&quot;&gt;&lt;strong&gt;http://1sama.wordpress.com&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Jan 2009 05:08:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>الرحیل الرحیل...</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;به پنجاه دلیل بانگ رحیل از بلاگفا می نوازیم .&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;طمع کاربران و خوان رنگارنگ دیگران و پریشان حالی بلاگفا و سکون طولانی اش و ترس از دست دادن پوست پلنگ راهی جز هجرت پیش پایمان نمی گذارد . انتهی&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;-------------------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;پ.ن &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;1. ضرب المثل مربوطه : &quot;فرار مغزها به خاطر وضعیت بلاگفایی مملکت است .&quot;&lt;br /&gt;2.. سومین بار این پست را می نویسم . دو بار ارسال نشد به خاطر اختلال در بلاگفا .&lt;br /&gt;3. تشکر ویژه از&lt;a href=&quot;http://web3b.wordpress.com&quot;&gt; وب 3&lt;/a&gt;. مقالتا و ایمیلا .&lt;br /&gt;4.سپاس از جناب شیرازی و بلاگفا .&lt;br /&gt;5.هم چنان این جا می نویسیم .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;دستور العمل رحیل و مهاجرت &lt;/font&gt;&lt;br /&gt;1. اراده&lt;br /&gt;2.نداشتن حس وطن پرستی و.....&lt;br /&gt;3.عمل به این مرقومات شریفات:&lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://web3b.wordpress.com/2008/12/17/export-import-blogger-wordpress/&quot; rel=&quot;bookmark&quot; title=&quot;لینک مستقیم به مهاجرت؛ انتقال وبلاگ از هر جا به هر جا؛ سرویسهای وطنی، وردپرس، بلاگر&quot;&gt;&lt;br /&gt;مهاجرت؛ انتقال وبلاگ از هر جا به هر جا؛ سرویسهای وطنی، وردپرس، بلاگر&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://web3b.wordpress.com/2008/08/19/compare-wordpress-com-blogger-blogfa-no-persian-services-reason/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پنجاه دلیل برای مهاجرت از بلاگفا - مقایسۀ وردپرس، بلاگر و سرویسهای وطنی&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://web3b.wordpress.com/2008/08/31/blogging-in-persian-services-reason/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پنج دلیل برای وبلاگنویسی در سرویسهای وطنی؛ بلاگفا &lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://web3b.wordpress.com/2008/08/19/compare-wordpress-com-blogger-blogfa-no-persian-services-reason/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;
&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://web3b.wordpress.com/2008/08/19/wordpress-com-admin/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;آموزش کامل وردپرس دات کام؛ معرفی همه ی بخشها، تنظیمات، امکانات &lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آدرس جدید : &lt;font face=&quot;verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot; style=&quot;color: rgb(0, 51, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://1sama.wordpress.com&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;http://www.1sama.wordpress.com&lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Jan 2009 17:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حیرانی</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اولین بار که می خواستم کربلا بروم ، گمانم این بود که به پهنای صورت اشک خواهم ریخت و از گریه چشمانم خون خواهد شد . این گمانی است همگانی . هر کس میل کربلا دارد چنین خیالی دارد . و چه خیال خامی .&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;کربلا غمگین است و بغض آلود . ولی کسی را به گریه وانمی دارد . بل که حیران می کند . زائر مات می شود و در بهتی غم انگیز غرق می شود . گلویش را بغض می فشرد ،اما چنان مبهوت است که نمی گرید . کربلا یعنی بهت ، یعنی حیرت .&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هیچگاه سر این حیرت را ندانستم . برخی می گفتند چند بار که بیایی و بروی برایت عادی می شود . هیچ گاه عادی نشد .شاید بیش از چهل بار رفتم کربلا ، همیشه حیرت بود و حیرت . حیرتی بغض آلود . گریه ات نمی آید .یا باید دق کنی یا بروی .شاید سر &quot; زر فانصرف &quot; همین باشد .و شاید هم وقتی جز حیرت نصیبی نداشتی در دلت بگویی این جا که خبری نیست و  بشوی گردشگر  و بروی در بازارهای پر زرق و برق کربلا سوغاتی بخری و در محضر ارباب بی کفن کفنی بخری و تبرک کنی و بشوی کربلایی و تمام . و نه حیران باشی ونه گریان .&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اگر چه تجربه حیرانی تجربه شخصی است .اما از زایران فراوانی وصف این بهت مبهم را شنیده ام و کمتر کسی را  در کربلا گریان دیده ام .حتی گریه کنندگان حرفه ای !!! هیات ها .&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;کربلا چیزی حیرانی و بهت عجیبی برای زائر ندارد . انگار در برابر بی نهایت ایستاده ای . &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 21:31:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای دو سالگی احمد</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=&quot;2&quot; style=&quot;color: rgb(51, 0, 153);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font&gt;این پست را با تردید &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=&quot;2&quot; style=&quot;color: rgb(51, 0, 153);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font&gt;و اندوه &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;courier new,courier,monospace&quot; size=&quot;2&quot; style=&quot;color: rgb(51, 0, 153);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font&gt;می نویسم .&lt;sup&gt;0&lt;/sup&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;strong&gt;&lt;font&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font&gt;چون سفر کردم با برادر خود عاصم&lt;br /&gt;از دیار ماوراء النهر&lt;br /&gt;سوی بلاد مغرب&lt;br /&gt;تا صید کنیم گروهی از مرغان دریای سبز را &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font&gt;پس بیافتادیم ناگهان در دهی که اهل او ظالم اند &lt;br /&gt;یعنی مدینه قیروان&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font&gt;پس چون از قدوم ما آگاه شدند &lt;br /&gt;و بدانستند که ما پسران شیخ هادی ابن الخیر الیمانی ایم &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;absmiddle&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font&gt;بگرفتند ما را و بستند به سلسله ها و اغلال ، &lt;br /&gt;و بزندان کردند ما را &lt;br /&gt; در چاهی که قعر آن را نهایت نیست .&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://sama1112.persiangig.com/image/ahmad/ahmadak.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;--------------------------------&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;پ.ن 0: در نوشتن این پست تردید فراوان داشتم درست مثل تردید هنگام خریدن لباس یا اسباب بازی برای احمد . همیشه این فکر مرا اذیت می کنم که کودکانی هستند که نمی توانند شادی کنند وپدرانی که دست خالی شرمنده بچه هایشانند . یک اندیشه آزاردهنده ی دایمی . وخجالت می کشم که این پست پس از &lt;a href=&quot;http://4choob.blogfa.com/post-81.aspx&quot;&gt;پستی است که پر از اندوه&lt;/a&gt; است.&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;1&quot;&gt;این پست را با تردید می نویسم و با اندوه .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;پ.ن 1.ابتدای قصة الغربة الغربیة شیخ اشراق . که معنایش این است : آدمی با تولد ،از عالم عِلوی و عالم انوار جدا می گردد و برای کسب کمال و ترقی به عالم مادی کوچ می کند و در این عالم گرفتار غل و زنجیر بدن و ماده و... می گردد و باید برای رهایی از این زندان بکوشد و خود را به وطن اصلی خود برساند و....... . این داستان رمزی را در مجموعه مصنفات شیخ اشراق جلد دوم صفحات 273 -297 ببینید .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;پ.ن 2: سیزده دی هشتاد و پنج سید احمد تولد یافت . به امید اتصال به نور الانوار .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;پ.ن 3: تصاویر بیشتری از احمد &lt;a href=&quot;http://good-times.webshots.com/album/560356623dFIWHZ&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://friendfeed.com/e/d6a5383e-36fa-4891-9b6d-843436b2e72a&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://i.friendfeed.com/b11eaa559e2a2e9bbdadd5b22dac39401ed7e407&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; و &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://good-times.webshots.com/album/555345112tqyphe?start=0&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Jan 2009 10:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدون عنوان</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://sama1112.persiangig.com/image/mokhtalef/81ff063ac5d9af5a2a6ebc044ab253a491008c09.jpg&quot; alt=&quot;gaza&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;من می خندم&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;پادشاه کشور همسایه قهقهه می زند&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;کشورهای اسلامی کرکر می خندند&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;و&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;قهرمان کوچک غزه&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; می خندد&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;به دنیای کوچک ما &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 20:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرام زاده</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سرد بود .خیلی سرد . سردتر از همه ی این سال هایی که کارتن خواب بود .از
وقتی که آقا مرده بود هیچ وقت احساس گرما نکرده بود . جز زیر آفتاب تابستان . این قدر سرد بود که با شکم خالی  گرسنگی اش را نمی فهمید .
خودش هم نمی دانست چرا شکایتی ندارد . تمام محل می دانستند حرام زاده است . خودش هم می دانست . نه کار بهش می دادند نه جا.
و هیچ وقت به مسجد راهش نمی دادند .  همیشه می خواست بداند خدا چه شکلی
است . چند سالی شاگرد آقاعلی بود  و جا هم داشت .آقا مرد و او بی
پدرتر شد . هیچ وقت نفهمید چرا آقا به مسجد نمی فت و با اهل مسجد
دوست نبود .با آن که خیلی مومن بود . شب خیلی سرد بود حتی سردتر از نگاه
های تحقیرآمیز مردم محل . و حتی سردتر از وقتی که می خواست برود مسجد و
خادم مسجد گفته بود: نجس برو بیرون .&lt;br /&gt;
**&lt;br /&gt;  از دیوار رفت بالا
. آویزان شد و پرید توی حیاط . دستگیره را کشید .در باز بود .دو
بخاری روشن بود و خیلی گرم . نور کمی مسجد را روشن می کرد . نور آبی بود . رد نور را دنبال کرد
.لامپ آبی در محراب مسجد روشن بود . خیره شد . حتی پلک هم نزد . هیچ
احساسی نداشت . انگار غرق شده بود در بی نهایت . او خدا را دید .&lt;br /&gt;
**&lt;br /&gt;
نزدیک اذان صبح بود . خادم قفل در حیاط را باز می کند. لامپ آبی روشن نیست
. بوی خوشی می آید .لامپ ها را روشن می کند .بوی خوش را دنبال می کند .
کسی خوابیده است گوشه ی مسجد .با عصبانیت داد می زند .تکان نمی خورد. چند
ضربه می زند تکان نمی خورد . بوی خوش می آید . حرام زاده مرده است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;--------------&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پ.ن : آدرس جدید &lt;a href=&quot;http://mateel.ir/&quot; title=&quot;متیل&quot;&gt;متیل&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;http://friendfeed.com/rooms/khialnews&quot;&gt;&lt;span style=&quot;text-decoration: underline;&quot;&gt;پ. ن2: خیال نیوز&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 27 Dec 2008 16:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پروانه مرده است</title>
<link>http://4choob.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>شهباز&lt;br /&gt;شاهین سابق&lt;br /&gt;چشم یک بچه دنبال بال زدن پروانه&lt;br /&gt;مدل 180&lt;br /&gt;مهتابی ای که می درخشد میان میله های نازک آهنی&lt;br /&gt;با ضمانت پنج ساله&lt;br /&gt;پروانه ای که شمع نیافته و به مهتابی پناه آورده&lt;br /&gt;زنجیرهایی که از سقف آویزان گشته اند &lt;br /&gt;مانند طناب دار&lt;br /&gt;بدون اشعه خطرناک و عوارض جانبی&lt;br /&gt;پروانه&lt;br /&gt;مهتابی&lt;br /&gt;چشم بچه ای که می دود دنبال پر زدن پروانه&lt;br /&gt;میله های نازک آهنی که پیش از مهتابی است &lt;br /&gt;مرگ&lt;br /&gt;بچه گریه می کند&lt;br /&gt;پروانه ی بی جان میان میله های نازک آهنی&lt;br /&gt;مهتابی ای که هنوز می درخشد بعد از میله های نازک&lt;br /&gt;و زنجیرهایی که از سقف آویزان است&lt;br /&gt;حشره کش برقی شهباز&lt;br /&gt;شاهین سابق&lt;br /&gt;تف به خرد آدمی&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پروانه مرده است میان میله های نازک آهنی&lt;br /&gt;فقط بچه می گرید&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 20:52:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=4choob&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>4choob</dc:creator>
<guid>http://4choob.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
