|
.درویشی نشسته بر پوست پلنگ
دعای روز هجدهم/صدایت می کنم خدایا ! امشب هزار بار صدایت می کنم تا شاید یک بار نگاهم کنی. اللهم انی اسئلک باسمک یا الله یا رحمن ... + 20:41 [......] [.......] | دعای روز هفدهم/ سیب نیوتن و تلسکوپ گالیله خدایا ! یک زمانی خورشید بلاگردان زمین بود و تو خدایی می کردی بعدها زمین گرد خورشید می چرخید و تو خدایی می کردی خدایا ! سیب نیوتن "کل شی یرجع الی اصله " را نقض کرد ولی باز هم همه چیز به تو برمی گشت و تو خدایی می کردی مانند وقتی که سیب نیوتن سر درخت بود خدایا ! خدایا ! + 1:19 [......] [.......] | دعای روز شانزدهم/الاکلنگ محله ما جیر جیر می کند خدایا ! الاکلنگ محله ما جیر جیر می کند و پایه نردبان سرسره شکسته است تازه تایر لودر کوکی ام هم در آمده است ولی بابا هیچ کاری برایم نمی کند حتی دیگر مرا نمی اندازد هوا و الاغم نمی شود همیشه خسته است هر وقت می آید خسته است و دست خالی خیلی وقت است برایم اسباب بازی نخریده است خدایا ! می ترسم بابا دیگر مرا دوست نداشته باشد نه دوستم دارد تقصیر نمی دانم کیست آن روز بابام می گفت : مردم را فراموش کرده اند و افتاده اند به جان هم و بازی های نمی دانم چی ا چی خدایا ! خدایا من نمی دانم آن ها کیستند بازی هایشان را بهم بزن تا بابا الاغم شود تایر لودرم را درست کند مرا پرتاب کند آسمان و همیشه برایم اسباب بازی بخرد و هیچ وقت خسته نباشد . + 0:35 [......] [.......] | دعای پانزدهم/آرامش نیستی خدایا ! "وحدت شخصیه وجودِ " صوفیه راست باشد یا نه من از " وجود من " در برابر " تو " خجلم . و از موج بودن برای دریای هستی تو تجلی بودن برای تو شرمسارتر. شاید سراب بودن و نیستی من کمی آرامم کند. + 1:9 [......] [.......] | دعای روز چهاردهم/اخلاق خمیده است. خدایا ! آخوند شبکه یک می گفت : فلان کفاش کراماتی داشت ، سوال نپرسیده را پاسخ می داد ، و خواب نگفته را تعبیر می کرد . شیخ کانال دو از پیری یاد می کرد که دائم الذکر بود و سجده های طولانی داشت و با "هو"یی می توانست هیاهویی کند و با باد سخن می گفت . ملای شبکه سه از خلسه های مرادی سخن می راند که نوازشش شفا بود و چشمانش دریا ...... . . خدایا هیچ کس نگفت دخترک همسایه امشب گرسنه می خوابد نانتان را نصف کنید . و کسی به یاد ناله های سگ زخمی نبود حتی کلامی از فریب ندادن انسان ها و حیوان ها کشتن خشم بوسه بر روی یتیم نشد خدایا دوران ،دوران خوارق است و اخلاق خمیده ! حمیده اش کن !
+ 6:24 [......] [.......] | دعای روز سیزدهم/دعاهایی نه برای تو خدایا ! دعاهایم شده است مثل دعای دعاخوانان . آبستن هیچ معنایی و گرفتار غل و زنجیر واژگان . یا رب یا رب هایی بدون حضور تو . و اشک هایمان تفاوتی با چکه شیر خراب آب ندارد . مداح در بند "طیب الله انفاسکم " بعد دعاست و من اسیر "به به " کامنت ها . خدایا ! + 3:58 [......] [.......] | دعای روز دوازدهم خدایا ! در هیاهوی خردهای خُرد به چشمانم اعتماد کردم و از پای چوبین استدلال به تماشای تو آمدم . عقل های ناسره آیات تو را قاتل تو می دانند و خود را با داروین به دار می آویزند . اگر تمام عقل های زنانه تو را نخواهند و نخوانند من به چشمانم اعتماد دارم می بینمت در همه جا و در همه چیز خدایا ! چشمانمان را روشنی ده و خرد هایمان را در دیدگانمان قرار نه . ـــــــــــ............ــــــــــــ پ ن ۱ : شب های رمضان یک دوست در غربت را بخوانید . پ ن ۲: شاعر شدن را در دری به بلندای هرگز از دوست عزیزم اشکان ببینید. + 11:21 [......] [.......] | دعای روز دهم خدایا ! روزه ، مبطلات روزه روزه مسافر نیت نخوردن و نیاشامیدن کفاره روزه و... نیست. شاید "لعلکم تتقون"۱ فراموش شده است . ------------------ ۱.اشاره به آیه ۱۸۳ بقره/ پ ن ۱: "یکسالگی «اتاق شیشهای»" را شادباش می گوییم. پ ن ۲ : "فریاد خسته " را درمتیل ببینید. + 19:29 [......] [.......] | دعای روز ششم خدایا ! رمضان واژه است و معنایش گم شده است در روزمرگی در هیاهوی پوچ دهر . و معنای گرسنگی پنهان شده است زیر سفره های رنگارنگ افطار و صاحب سفره خبر ندارد از شکم تهی زن حامله دو کوچه پایین تر خدایا ! ما را از واژه رمضان گذر ده ! ------------------- + 18:31 [......] [.......] | دعای روز پنجم خدایا! ماه رمضان که می شود بابا سیگار نمی کشد و مامان غر نمی زند خدایا ! همیشه را رمضان کن ! + 3:29 [......] [.......] | دعای روز چهارم خدایا! ماه رمضان که می شود، بعضی از کله گنده ها یتیم ها و فقیرها را جمع می کنند توی یک جای شیک و پر زرق و برق . که تا به حال ندیده اند . و بهشان افطاری می دهند . که تا به حال نخورده اند . و البته همه جا هم جار می زنند . خدایا ! سالی چند بار ماه رمضان بساز تا فقیر و تیم های بیشتری سیر بخورند غذاهای رویایی شان را . حالا هم جار زده شود ، اشکال ندارد . + 16:4 [......] [.......] | دعای روز سوم خدایا! دیشب رفته بودم کتاب فروشی . پیرمردی می خواست قرآن بخرد. هر چه با کتاب فروش چانه زد ُفایده ای نداشت . بدون قرآن رفت . حتما پولش کم بود. خدایا ! قرآن کتاب توست . به همه یکی یک قرآن مجانی بده ! و به پیرمرد هم کمی پول . + 20:41 [......] [.......] | دعای روز دوم خدایا ! مادربزرگم پیر شده است . ودیگر نمی تواند هیچ کاری بکند. فقط می نشیند پای تلویزیون و فیلم می بیند. خیلی وقت ها از دست تلویزیون عصبانی می شود . آخه حوصله ندارد و برنامه های تلویزیون ... ماه رمضان خیلی فیلم و سریال پخش می کنند. خدایا ! کاری کن همیشه ماه رمضان باشد! + 20:2 [......] [.......] | |