|
.درویشی نشسته بر پوست پلنگ
ناصبی کیست و کیستهای دیگر .”خب اونا هم برا خودشون استدلال دارن .اونا هم عقل دارن ” . اگرپی این پرسش جستوجوی استدلال خصم باشد و بررسی آن سؤالی به جا و لازم است زیرا برای گزینش یک تفکر باید تمام احتمالات عقلایی آن بررسی شود . ولی اگر در پس این پرسش جستوجویی نباشد، یک سؤال احمقانه است که همواره پرسیده میشود . صرف اینکه احتمال بدهیم فکر مخالف هم استدلال دارد و به این دلیل تعقل خود را از قطعیت ساقط کنیم ، از تعقل به دور است . —– + 15:15 [......] [.......] | راز خوب بودن هیچ سری در کار نیست .فقط خودتی . چند سال پیش که آیت الله بهجت صبح ها می آمد حرم . وقتی وارد حرم می شد ، جوانی آمد جلو و از ایشان پرسید ” آقا چه کنیم تا گناه نکنیم ؟” ایشان برگشت و گفت ” گناه نکن ” .همین . جوان متعجب وهاج و واج مانده بود .دوبار پرسید .واین بار هم شنید ” گناه نکن ” گفت “چی ؟” آقای بهجت گفت : ” مگر دست خودت نیست ، نکن “ واقعیت خوب بودن و رسیدن به مقامات معنوی چیزی فراتر از این نیست . همه چیز دست اراده ماست . نیازی به معجزه وذکر و… برای خوب بودن نیست . استاد طریق علم ماست . بارها من این جمله را از آیت الله بهجت شنیده ام : “استاد تو علم توست .به آن چه می دانی عمل کن خدا نادانسته ها را برایت روشن می کند .” برای خوب بودن خوب باش . برای گناه نکردن گناه نکن . و……
پ.ن
1. راوی این حکایت خودم هستم و خودم شنیدم ودیدم . 2.صرفا این جانب حکایت نقل کردم و هیچ ادعایی نکردم . این را از باب نفهمی فراگیر در جامعه می گویم . 3.شاید بعدا طریقه خودمان در وصول را برای سالکان گفتیم .شاید 4 .آدرس جدید وبلاگ http://1sama.wordpress.com + 8:39 [......] [.......] | حیرانی اولین بار که می خواستم کربلا بروم ، گمانم این بود که به پهنای صورت اشک خواهم ریخت و از گریه چشمانم خون خواهد شد . این گمانی است همگانی . هر کس میل کربلا دارد چنین خیالی دارد . و چه خیال خامی . کربلا غمگین است و بغض آلود . ولی کسی را به گریه وانمی دارد . بل که حیران می کند . زائر مات می شود و در بهتی غم انگیز غرق می شود . گلویش را بغض می فشرد ،اما چنان مبهوت است که نمی گرید . کربلا یعنی بهت ، یعنی حیرت . هیچگاه سر این حیرت را ندانستم . برخی می گفتند چند بار که بیایی و بروی برایت عادی می شود . هیچ گاه عادی نشد .شاید بیش از چهل بار رفتم کربلا ، همیشه حیرت بود و حیرت . حیرتی بغض آلود . گریه ات نمی آید .یا باید دق کنی یا بروی .شاید سر " زر فانصرف " همین باشد .و شاید هم وقتی جز حیرت نصیبی نداشتی در دلت بگویی این جا که خبری نیست و بشوی گردشگر و بروی در بازارهای پر زرق و برق کربلا سوغاتی بخری و در محضر ارباب بی کفن کفنی بخری و تبرک کنی و بشوی کربلایی و تمام . و نه حیران باشی ونه گریان . اگر چه تجربه حیرانی تجربه شخصی است .اما از زایران فراوانی وصف این بهت مبهم را شنیده ام و کمتر کسی را در کربلا گریان دیده ام .حتی گریه کنندگان حرفه ای !!! هیات ها . کربلا چیزی حیرانی و بهت عجیبی برای زائر ندارد . انگار در برابر بی نهایت ایستاده ای . + 1:2 [......] [.......] | برای دو سالگی احمد این پست را با تردید و اندوه می نویسم .0 چون سفر کردم با برادر خود عاصم پس بیافتادیم ناگهان در دهی که اهل او ظالم اند پس چون از قدوم ما آگاه شدند بگرفتند ما را و بستند به سلسله ها و اغلال ،
-------------------------------- پ.ن 1.ابتدای قصة الغربة الغربیة شیخ اشراق . که معنایش این است : آدمی با تولد ،از عالم عِلوی و عالم انوار جدا می گردد و برای کسب کمال و ترقی به عالم مادی کوچ می کند و در این عالم گرفتار غل و زنجیر بدن و ماده و... می گردد و باید برای رهایی از این زندان بکوشد و خود را به وطن اصلی خود برساند و....... . این داستان رمزی را در مجموعه مصنفات شیخ اشراق جلد دوم صفحات 273 -297 ببینید . پ.ن 2: سیزده دی هشتاد و پنج سید احمد تولد یافت . به امید اتصال به نور الانوار . پ.ن 3: تصاویر بیشتری از احمد اینجا اینجا اینجا و اینجا + 13:48 [......] [.......] | درویشی نشسته بر پوست پلنگ
این عکس را در یکی از کتاب های داداشم دیدم .به اسم گبه. البته به اشتباه نوشته است پوست ببر .ولی پلنگ است ،چون خال دارد نه خط . همین شد اسم وبلاگم.ولی هر که بهم می گفت عنوانت یعنی چه ؟ برایش فلسفه می بافتم .مثلا می گفتم درویشی یعنی نداری و پوست پلنگ یعنی خطر .یعنی در عین نداری به جنگ صاحبان قدرت از خدا بی خبر رفتن . و یا پوست پلنگ یک شی گران بهاست و درویشی با آن سازگار نیست ومعنایش این است که ما خیال می کنیم خوب هستیم ولی اعمالمان این گونه نیست و لو این که ما خود بی خبریم . و تازه می گفتم این عبارت متناقض نماست وپارادوکسیکال . حالا که از راز مدرک کردان پرده برداشته شده است ما هم سر این اسم را برملا می کنیم . ........................... + 23:36 [......] [.......] | |