تبليغاتX
.درویشی نشسته بر پوست پلنگ



.درویشی نشسته بر پوست پلنگ

.درویشی نشسته بر پوست پلنگ

پروانه مرده است


شهباز
شاهین سابق
چشم یک بچه دنبال بال زدن پروانه
مدل 180
مهتابی ای که می درخشد میان میله های نازک آهنی
با ضمانت پنج ساله
پروانه ای که شمع نیافته و به مهتابی پناه آورده
زنجیرهایی که از سقف آویزان گشته اند
مانند طناب دار
بدون اشعه خطرناک و عوارض جانبی
پروانه
مهتابی
چشم بچه ای که می دود دنبال پر زدن پروانه
میله های نازک آهنی که پیش از مهتابی است
مرگ
بچه گریه می کند
پروانه ی بی جان میان میله های نازک آهنی
مهتابی ای که هنوز می درخشد بعد از میله های نازک
و زنجیرهایی که از سقف آویزان است
حشره کش برقی شهباز
شاهین سابق
تف به خرد آدمی

پروانه مرده است میان میله های نازک آهنی
فقط بچه می گرید



+ 0:22 [......] [.......] |

هرمنوتیک


الفاظ آبستن را
قابله های همیشه گرسنه فهم
تقدیر بود
تا
فریاد نزنند
و گوشه ای کز کنند
کودکان تا ابد گنگ معنا

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
1.وجدانا عجب حرف مزخرفی است این "الفاظ گرسنه معانی اند نه آبستن " .به این دلیل که تمام گویندگان این سخن از این کلام می رنجند و برمی آشوبند.
2.بحران عمیق فهم در جامعه ما برآمده از الفاظ گرسنه نیست بل که به خاطر فهم های گرسنه است .
3.همگی را دعوت می کنم به جای استفاده از "چاقوی زنجان" خواندن "معانی و بیان و بدیع" .


+ 9:46 [......] [.......] |

پدری ، آه ، باز مستی کرد


چاک های  شکم
و دکمه هایی که  دیگر بسته نمی شود
ژرفای گم شده ی ناف
،
انگار پدری باز مست کرده است
برای یک آن لذت موهوم
،
باز هم  باید
کسی
اسیر هستی شود .
*
پدری مست ، مادری بی باک
شهوت آلود ، خالی  از ادراک

بهر    یک  لحظه  لذت  موهوم
مرتکب می شود گناهی شوم

پدری ، آه ،  باز مستی کرد
دیگری را اسیر هستی کرد
------------------------------
سه خط شعر از دوست عزیز مهدی عقیلی است که سال ها از او خبری ندارم.
پ.ن :دخترانه ها


+ 22:2 [......] [.......] |

اسباب بازی


ماه وستاره ها
ماه و ستاره های واقعی
همان هایی که در آسمانند
شده اند اسباب بازی های احمد .
ای کاش شهر ما ستاره ی بیشتری داشت
و ای کاش ماه همیشه در آسمان بود
شاید
بعد از طرح تحول اقتصادی
برایش ماه و اسباب بازی پلاستیکی
و چند کامیون و ماشین پلیس
بخرم
شاید .


+ 20:38 [......] [.......] |

چشمان تو


همه چشمان بسته چشم من باز است چشم تو
پر از درد است چشم من پر از ناز است چشم تو

شب تاريك هجرانت هزاران حرف نا گفته
لبانت وا نمي گردد به آواز است چشم تو

تن خستهّ دل بشكسته دست بسته لب خاموش
به دنبال نگاه تو چه غماز است چشم تو

تمام زندگانيم خلاصه در نگاه توست
سرانجام است چشم تو سر آغاز است چشم تو


دلم در پيچ وتاب گيسوانت تاب وتب دارد
چه خوش رقصانده اي ما را ني وساز است چشم تو

به لب هايت سخن داري ولي خاموش وخونين هست
نگاهم در نگاه توست پراز راز است چشم تو


+ 6:26 [......] [.......] |